برای استفاده از امکانات سایت login نمایید 
     
| رمز عبور را فراموش کرده ام | عضویت در سایت 
11:11 ساعت Sep 7 سه شنبه
 



اگر من استقلالي مي‌شدم امثال مرفاوي هيچ‌گاه فرصت رشد نمي‌يافتند.
تاریخ خبر:  2/2/2010
216 روز پیش



شرح:
کفشي که گازراني به من داد پاره شده بود. مرتضي فنوني‌زاده به من گفت يک کفش مال برادرم محسن دارم ولي براي پاي تو بزرگ است. 4 شماره از پاي من بزرگ‌تر بود، جلوي آن استوک نداشت. از سيروس جوراب گرفتم و با پنبه و جوراب جلوي آن را پر کردم.

روزگاري فوتبال ايران با حضور او در آسيا بزرگي مي كرد. "كريم باوي" مهاجم خوزستاني دهه‌ي60 و70 فوتبال ايران مدتها است دوراز محافل خبري به سر مي برد. او كه متولد 1342 در آبادان است، در گفت‌وگو با ايسنا خاطرات دهه‌ي60 و 70 خود با فوتبال را مرور كرد و از ناملايمت‌هايي گفت كه عده‌اي براي فاصله انداختن او با فوتبال در سر داشتند و در برخي موارد نيز با عملي كردن آنها راه را براي رسيدن به جايگاه واقعي‌اش در فوتبال ناهموار مي‌كردند. او در اين گفت‌گوي تفصيلي از دهداري‌ها گفت و از رشادت‌ها و مردانگي‌هايشان. از خاطرات و اتفاقاتي كه به ناحق راه او را در تعامل با فوتبال دچار دشواري كرد. هرچه بود او روزگاري بر اين فوتبال تاثيرگذار بود اما، امروز كجاست؟





* كريم باوي كيست؟ براي كساني كه تو را نمي‌شناسند بگو كه كجا بودي و چه كرد‌ه‌اي؟

من يك بنده خدا هستم. سال 42 در آبادان به دنيا آمدم. تا سال 1359 که جنگ شد در آنجا بوديم. بعد آمديم اهواز. جنگ که شدت گرفت مدتي را در اصفهان زندگي ‌کرديم، سپس راهي تهران شديم و جايي بين ميدان شهدا و امام حسين خانه گرفتيم .

* مي‌گويند بچه‌هاي آبادان پا به توپ به دنيا مي‌آيند؟

عشق فوتبال بودم. حدود دوازده سالم بود که در زمين‌هاي خاکي آبادان زيرنظر نادر شرافتي فوتبال را آغاز کردم. او خيلي از فوتباليست‌ها را به فوتبال ما معرفي کرد. تيمي داشتيم به‌نام بوتان گاز که با ذوالفقار نظام‌آزادي کار مي‌کرديم. دو سال هم در جوانان آبادان زيرنظر رضا مجدي فوتبال بازي کردم که با آغاز جنگ همه چيز به هم ريخت .

* وقتي آمديد تهران فوتبال را ادامه داديد؟

بله. سه راه واحدي گل کوچيک و واليبال بازي مي‌کردم. يکي از دوستان مرا برد به تيم پولاد و شاگرد پرويز قليچ خاني شدم. جا دارد از بزرگان فوتبال مثل او، استاد فکري و پرويزخان دهداري هم ياد کنيم.‏

‏*چند سال در پولاد توپ زدي؟

يک‌سال بازي کردم. جنگ اوج گرفته بود. از بسيج تهران ثبت نام کردم و راهي جبهه شدم. حدود 44 ماه در جبهه بودم .

* همان‌روزها ترکش خوردي و يکي از پاهايت کوتاه شد؟

بله. در عمليات والفجر مقدماتي ترکش خوردم. فکه بوديم که از يک ارتفاع پريدم پايين، مرا آورده بودند بيمارستان افشار دزفول. 3 تا ترکش بود. يکي را درآوردند و 2 تا هنوز باقي مانده. يکي در پايم و ديگري 2 سانتي‌متر با نخاع من فاصله داشت که حالا رفته و چسبيده به نخاع و بايد آن را عمل کنم. آنجا پايم دچار مشکل و يکي، دو سانتي‌متر از پاي ديگرم کوتاه‌تر شد.‏‏


منبع: http://donyayefootball.com/

ارسال شده توسط: farzadbayan2006
بازدید از این خبر: 184  نفر

نظرات شما:




فقط کاربران سایت می توانند در مورد این خبر نظر دهند.
لطفاً نظرات خود را تا حداکثر 4000 کاراکتر و به زبان فارسی بنویسید.
 






کلیه حقوق این سایت محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد       Copyright © 2009 footballforever.net , All Rights Reserved